سلام
شرمنده
ببخشيد
غيبتم خيلي طولاني و غير موجه بود
به جاش يه غزل قديمي براتون مي نويسم كه جبران بشه.
نظر يادتون ؟ نره!
از بچه هاي روي زمين بچه تر شدم
اين بار اول است كه اينقدر خر شدم!
آنقدر توي خانه نشستم كه عاقبت
چيزي شبيه پنجره و سقف و در شدم
يا مثل شيشه خرد و يا مثل آدمك
برفي كه قطره قطره چكيدم هدر شدم
بعد از هزار دفعه بيا و قبول كن
تقصير توست اينهمه من بد اگر شدم :
از روزهاي رفته كمي زردتر شدي
اين روزها كه صد درجه سردتر شدي!!
با دست توي جيب و با پرسه هاي شب
در اين هواي يخ زده ولگردتر شدي
يا در خيالهاي خودت سير مي كني
يا فكر مي كني مثلا مردتر شدي
آخر ميان اينهمه آدم هميشه تو
آنكس كه چشمهاي مرا كرد تر شدي...
چطور بود ؟؟
پس تا دوباره...
|
+| نوشته شده توسط
الهام مردانی در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387
|